تبلیغات
حسابرسی سیستمهای اطلاعاتی

تفکر خلاق

درس سوم- دو شیوه متفاوت فکر کردن

خواسته یا ناخواسته، چه بدانیم و چه ندانیم، هر وقت به دنبال ایده های بهتر، بزرگ تر و جدیدتر هستیم، در اکثریت قریب به اتفاق موارد تحت تاثیر محدودیت هایی در فکر کردن هستیم که خلاقیت ما را محدود می کنند.

قبل از شروع هر کاری برای خودمان کلی پیش فرض می گذاریم که اکثر این پیش فرض ها مستقیما از آنچه قبلا در آن حوزه اتفاق افتاده یا انجام شده، می آیند.

آیا این پیش فرض ها درست هستند؟ آیا بهترین جواب ها هستند؟ آیا فکرمان جهت بهتری نمی تواند داشته باشد؟ شاید هیچ وقت ندانیم چطور ناخودآگاه برده این پیش فرض ها می شویم و چه محدودیتی برای خلاقیت مان به ما تحمیل می کنند.

این شیوه های فکری در درجه اول به ما کمک می کنند از بند محدودیت های دست و پاگیر این پیش فرض ها خلاص شویم.

پیش از همه در مورد نامگذاری این دو شیوه، شاید بد نباشد اشاره کنیم، مبتکر این نام ها معتقد است این نامگذاریها که نشانه ای از منطق این شیوه ها هم دارند به گونه ای انتخاب شده اند که بهتر در خاطر بمانند.

۱۸۰ درجه برعکس فکر کنید

در این روش نه تنها به عمد پیش فرض ها را از هر نوعی نادیده می گیریم، بلکه جهت فکر کردن را ۱۸۰ درجه تغییر می دهیم، درست مثل شناگران که چطور وقتی به انتهای استخر می رسند، ۱۸۰ درجه می چرخند و به جهت سر دیگر استخر شنا می کنند.

وقتی با مشکلی روبرو می شوید یا زمانی که می خواهید خلاقیت به خرج دهید، به سادگی روند فکر کردن تان را ۱۸۰ درجه از مسیری که عقل عرفی به شما می گوید، تغییر دهید. این است روش ۱۸۰ درجه فکر کردن.

کسی نمی گوید راهی که عقل عرفی شما را به آن راهنمایی می کند غلط است، ولی کسی هم نمی تواند بگوید آن راه بهترین راه حل ممکن است.

وقتی شما از نقطه ای ۱۸۰ درجه متفاوت فکر کردن را شروع می کنید، این نقطه جدیدی است برای شروع روند خلاقیت. پاسخ اینکه آیا نتیجه الزاما ۱۸۰ درجه متفاوت از نتیجه راهی است که عقل متعارف پیشنهاد می کند یا نه، شاید همیشه مثبت نباشد.

بسیاری از ایده های جدید حاصل همین روش تفکر هستند چه دانسته باشد چه ندانسته؛ مثلا در شامپوها همه از بالا باز می شدند ولی در مدل های جدید بسیاری شامپوها روی درشان می ایستند یا موتور اتومبیل که در گذشته در قسمت جلو ماشین تعبیه می شد ولی در حال حاضر در برخی مدل ها در عقب ماشین هستند.

چیزی که راجع به این شیوه تفکر جالب است، این است که شما به سادگی قادرید ذهن تان را از الگوهای قابل پیش بینی و رایج به فضاها و تجربه های جدید هدایت کنید.

حتی اگر نتیجه نهایی ربطی به فکر ۱۸۰ درجه برعکس شما نداشته باشد و صرفا به عنوان شیوه تفکری نو و مخالف شیوه های قابل پیش بینی منطقی رایج به کار گرفته شود، ارزشمند است.

بد یا بهتر؟

هیچ ایده ای را به دلیل اینکه طبق تفکر سنتی غلط است و یا اینکه همانی نیست که شما می خواستید، رد نکنید. چنانچه ایده ای کاملا و یا بخشی از آن مخالف آن چیزی است که شما انتظار داشتید، سریع قضاوت نکنید و آن را بی اعتبار ندانید.

ماجرای پست-ایت را که حتما به یاد دارید؛ محصولی که تولید شده بود همانی نبود که انتظار می رفت ولی تولید بی نظیری شد و همین طور در مورد قرص های ویکس که قرار بود قرص خواب باشند، نتیجه مطابق پیش بینی نبود ولی یک درمان سرماخوردگی عالی شد.

چگونه این تکنیک را بکار گیریم؟

در اینجا خواهیم دید چگونه از این روش در مواجهه با مشکل یا موقعیتی استفاده کنیم:

- قدم اول: تعدادی از روش ها و الگوهای معمول تفکر در مواجهه با چنین موقعیتی را شناسایی کنید.

- قدم دوم: مسیر فکرتان را خلاف آن جریان ها هدایت کنید. بعضی وقت ها نوشتن مشخصات و صفاتی از آنچه طرز تفکر معمول به آن می پردازد، کمک می کند تا راحت تر مسیر ۱۸۰ درجه برعکس آن را بیابید. مثلا سرد/گرم، تند/کند، نرم/سفت، مثلث شکل/ غیر مثلث شکل و... .

- قدم سوم: حالا که موارد ممکن با ۱۸۰ درجه برعکس فکر کردن را یافتید، دنبال جریان حرکت کنید. اجازه دهید ذهن تان بر روی این ممکن ها تمرکز کند، مثلا اگر مثلث نیست، شاید بیضی یا دایره یا لوزی است.

چند نکته که باید به یاد داشته باشیم:

اگر به دنبال ایده های جدید هستید، باید نوع دیگری فکر کنید، روش ۱۸۰ درجه برعکس، یک روش کاملا متفاوت فکر کردن است.

۱۸۰ درجه، شما را کاملا از فضای تفکر و ایده های معمول و رایج در آن زمینه خارج می کند و کمک می کند تا شما تمام پیش فرض های موجود را نادیده بگیرید.

اگر عقل متعارف می گوید «نرم»، شما به «سخت» فکر کنید. اگر عقل متعارف می گوید «گرم» شما به «سرد» فکر کنید.

اگر شما در شیوه ۱۸۰ درجه، به پاسخ نرسیدید، حداقل یک نقطه شروع برای آغاز روند تفکر خلاق دارید.

 روش بین کهکشانی

بیرون از چهارچوب فکر کنید، خارج از چهارچوب و چرا نه خارج از کهکشان؟

این همان روشی است که شما می توانید به ایده های جدید برسید. وقتی خود را از غالب چهارچوب ها رها کنید، به ایده های تازه و نو در هر حوزه و حیطه ای می رسید که می توانند برای ما مفید و قابل استفاده باشند.

وقتی در مواجهه با حل مشکلی خود را محدود نکنیم ، هر داده ای در دنیای پیرامون ما می تواند منبع الهام راه حل برای ما باشد. در این جا ما به بسترهای الزاما مرتبط به مشکل و راه حل های داخل چهارچوب فکر نمی کنیم، هر احتمالی می تواند پاسخ ما باشد.

مهم نیست ایده ها چطور و چه زمان به ذهن ما خطور می کنند، آنچه مهم است این است که پاسخ سوالی که در ذهن داریم، عموما از جایی که انتظارش را نداریم به ذهن ما می رسد.

منظور این نیست که باید منتظر منبع الهام بنشینید، شما خودتان می توانید ایده ها را خلق کنید، کمی سعی لازم است. دانسته ها را رها کنید و به کهکشان افکاری که نمی دانید و هیچ ارتباطی به موضوع ندارند بروید. در این روش از داده های همیشگی رها می شوید و مسیر احتمالات بیشتر برای شما باز خواهد شد.

گفته شده فیلو فارنسورث، مهندس برق که تاثیر بسزایی در پیشرفت تلویزیون داشت، زمانی که مشغول شخم زدن مزارع سیب زمینی بوده، حرکت عقب و جلو رفتن اسب و خیش الهام بخش او می شود و به این ایده می رسد که پرتوهای اکترون ها همین طور می توانند تصاویر را اسکن کنند و بر روی صفحه نمایش عقب و جلو ببرند.

برای تمرین این شیوه تفکر، پیشنهاد می شود تمرین زیر را انجام دهید.

در زیر تصویر چند کهکشان را می بینید؟ هر کهکشان را نمادی از یکسری موضوع بدانید که خارج از روتین روزمره شما هستند و نقاط دورشان اطلاعات مربوط به آن موضوعات هستند.

برای مثال، ببینیم یک کارگزار بورس چگونه به کهکشانش در جایی که که کهکشان های دیگر هم هستند فکر میکند.

کهکشان موسیقی، آیا موسیقی ارتباطی با کارگزار بورس دارد؟ به نظر خیلی مرتبط نمی آیند! کمی فراتر رویم. آیا در دفاتر کارگزاری بورس موسیقی نواخته می شود؟ بله چرا که نه. آیا مشتریان آنها مرتبط با موسیقی هستند؟ بله، بسیاری از کسانی که کار موسیقی می کنند سهام می خرند. پس موسیقی با اینکه مستقیما با بورس مرتبط نیست، ولی بی ارتباط هم نبود.

در مود کهکشان بانکداری چطور؟ آیا کهکشان بانکداری با کهکشان کارگزاری بورس ارتباطی دارد؟ به طور قطع بله.

اگر وقت بگذاریم و خوب فکر کنیم، خواهیم دید که صدها شاید هم هزارها اطلاعات پیدا کنیم.

هر چه بیشتر جلو رویم خواهیم دید این کهکشان ها کمتر و کمتر از هم متمایز هستند.

به این شکل دیدید که چطور یک کارگزار بورس برای حل مشکلات یا ارتقای شغلش می تواند از داده ها و ایده های موجود در حوزه ها/کهکشان های دیگر استفاده کند.

نکاتی که باید به خاطر داشته باشیم:

بیرون چهارچوب جایی است که آینده ساخته می شود و راه حل تمام مشکلات پیدا می شود.

تمام آنچه شما می دانید که ظاهرا هیچ ارتباطی به کار شما ندارند، بیرون چهارچوب حساب می شوند.

شیوه تفکر بین کهکشانی، ذهن منطقی شما را که قابل پیشبینی است و دنبال همان اطلاعات و شیوه هایی است که بارها و بارها تکرار شده، از گرده خارج می کند.

رفتن به کهکشان هایی که ظاهرا هیچ ارتباطی به کهکشان خودتان ندارد راه را به سوی دنیای خلق احتمالات و امکان های تازه باز می کند.

روی آن بخش از اطلاعات که نامرتبط هستند تمرکز کنید تا راهی برای مرتبط به حل مشکل تان بیابید.



دنبالک ها : درسهای سایت درسنامه ,

نویسنده: مهران نعمتی

.:: آخرین مطالب ::.

» حسابرسی داخلی ( سه شنبه 28 مرداد 1393 )
» حسابرسی سیستمهای کامپیوتری ( دوشنبه 20 مرداد 1393 )
» استانداردهای حسابرسی ( دوشنبه 20 مرداد 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه- سرمایه ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه- تسهیلات مالی (وامها) دریافتی ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه-حسابها و اسناد پرداختنی ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه-دارایی ثابت مشهود ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه- موجودی کالا ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه-حسابهای و اسناد دریافتنی ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه- سرمایه گذاریها ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» برنامه حسابرسی اقلام ترازنامه-وجوه نقد و بانک ( چهارشنبه 13 فروردین 1393 )
» تبریک سال نو ( یکشنبه 10 فروردین 1393 )
» حسابداری( فارسی-انگلیسی) ( جمعه 2 اسفند 1392 )
» حسابرسی دولتی ( جمعه 2 اسفند 1392 )
» قراردادهای مشمول ماده 38 قانون تامین اجتماعی از نظر نحوه احتساب حق بیمه ( شنبه 5 بهمن 1392 )